الفيض الكاشاني

272

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مىشود و ستايش مردم لذّتبخش است و آن هنگامى است كه مردم از آن آگاه شوند و نيز به چيزى مىانجامد كه لذّتبخش است و آن بسيارى امورى است كه به بدن منحصر نيست ، بلكه مربوط به آفريدگان است ، مانند خلافت ، قضاوت ، سرپرستيها ، امورى كه مخصوص به امام يا مجتهد جامع الشرايط است ، پيشنمازى ، موعظه و تدريس و بخشيدن مال به مردم و جز آنها از امورى كه آفتش بسيار است چون به انسانها مربوط است و لذّت دارد . بخش اوّل : عبادتهايى است كه مخصوص بدن است و مربوط به ديگرى نيست و در خود آن لذّتى نيست مانند نماز ، روزه ، حج ، بنابراين خطرهاى ريا در آن سه چيز است : 1 - خطرى كه پيش از عمل وارد مىشود و آدمى را بر شروع آن تحريك مىكند تا مردم ببينند و انگيزهء دين همراه آن نيست . اين خطر از خطرهايى است كه شايسته است ترك شود ، زيرا معصيتى است كه در آن بندگى نيست ، چون با صورت عبادت به منزلت يافتن در دل مردم توسّل جسته است . پس اگر انسان بتواند انگيزهء ريا را از خود دور سازد و نفس را ترك كند و به آن بگويد : آيا از مولايت شرم ندارى كه كار را براى او انجام نمىدهى و براى بندگانش انجام مىدهى ؟ تا انگيزهء ريا دور شود و نفس كار را براى خداى متعال انجام دهد و نفس را براى خطور كردن ريا و كفارّهء آن كيفر دهد تا مشغول عمل شود . 2 - در آغاز براى خدا به عبادت برانگيخته مىشود ولى همراه با شروع عبادت ، ريا عارضش مىشود بنابراين سزاوار نيست كه عمل را ترك كند ، چرا كه انگيزهء دينى يافته است و بايد به عمل شروع كند و با نفس خود در دور ساختن ريا مبارزه كند و با تلاشى كه نقل كرديم يعنى با مجبور ساختن نفس به بيزارى از ريا و امتناع از قبول آن ، اخلاص به دست بياورد .